دکتر میلاد سلطانی آزاد

اردیبهشت ۹۶، مردم ایران بار دیگر به پای صندوق های رای خواهند رفت تا سرنوشت چهار سال آتی خویش را با انتخاب اصلح در دو حوزه ی ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا، رقم زنند که همانا بنا به فرموده ی معمار کبیر انقلاب، “میزان رای ملت است”.

یکی از این حوزه ها انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا است. مهمترین و اصلی ترین وظیفه شورای شهر، انتخاب یک شهردار توانمند است، شهرداری که چهار سال سکان دار بسیاری از امور مرتبط با عمران، فرهنگ، ورزش و خدمات شهری است، همان اموری که مستقیم بر زندگی شهروندان تاثیر می گذارد.
در وهله ی بعد، این شورا و اعضای آن هستند که با نظارت درست بر حسن اجرای وظایف شهرداری می توانند یک شهر در مسیر توسعه را  با تکیه بر داشته ها و تقویت ظرفیت های بومی و تلاش برای رفع موانع پیش رو به سرمنزل توسعه ی پایدار برسانند.

چه بسا استیضاح و سوال از شهردار و یا حتی در موارد لزوم برکناری وی توسط شورای شهر، از اتلاف سرمایه های شهری جلوگیری کرده و دست انداز های محتمله در راه رسیدن به شهری مدرن،  پیشرفته و توسعه یافته را هموار نماید.

طنز تلخ همیشه ی ایام انتخابات که در همه ی شهرها کم و بیش مشهود است، دوپینگ فعالیت های عمرانی و خدماتی است، همان که آدمی را به فکر وا می دارد که ای کاش هر چند ماه یک بار انتخابات شهری برگزار می شد تا بسیاری از مسائل همچون روکش آسفالت معابر به طرفه العینی مرتفع شود و این نشان دهنده ی آن است که تلاش و همت نهاد های شهری نباید معطوف به ماه های منتهی به انتخابات گردد و می بایست در طول دوران خدمت، این عزم جدی، بروز و ظهور یابد.

همین مسئله در انتخابات ریاست جمهوری نیز صدق می کند. اکنون زمان ژست های روشنفکر مآبانه برخی برای عدم شرکت در انتخابات، گذشته و همگان بر این نکته معترفند که حتی یک رای می تواند سرنوشت چهار سال و چه بسا هشت سال یک ملت را تحت الشعاع خویش قرار دهد و این موضوع، اهمیت شرکت کلیه ی اقشار جامعه در انتخابات را یادآور می شود.
مهمترین دغدغه ی امروز ایران، اشتغال است و بخش عظیمی از آسیب های اجتماعی و بالا رفتن سن ازدواج، تهدید حقیقی ایران سالخورده و موارد بسیار دیگر حال حاضر کشور، فرزند بیکاری نسل جوان است.

ریاست جمهوری یک کشور شاید نتواند برای تک تک نامه های رسیده از جوانان جویای کار که بهترین سال های عمر خویش را در لابلای صفحه ی نیازمندی های روزنامه ها سپری کرده اند پاسخی چاره ساز داشته باشد اما قطعاً با کمک به ارتقای آرامش اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در کشور از طریق طرح های مبتنی بر اقتصاد مقاومتی (وفق رهنمودهای چند ساله ی رهبر معظم انقلاب) و به صرفه کردن هزینه ی تمام شده ی تولیدات داخلی است که می توان با تکیه بر نگاه درون زا و برون نگر، افق روشنی برای اقتصاد کشور ترسیم کرد. همانطور که طی سال های اخیر فاصله گرفتن از وابستگی به درآمدهای نفتی و سوق درآمدهای کشور به سمت منابع مالیاتی توانسته مانع از تکرار هیجانات انفجاری سال های گذشته شده که در مواردی آسیب های جبران ناپذیری بر پیکر اقشار متوسط جامعه وارد کرد.

کوتاه سخن این که آرامش کلیدواژه ی رفع معضلات کشور در همه ی زمینه ها است و نکته ای دیگر که باید یادمان باشد این است که روزگاری کشور مصر، غالب درآمد و رفاه کشور خود را مدیون آرامش و تبلور آن در رونق صنعت گردشگری بود، همان صنعت مغفول مانده ای که شاید بتواند روزی، ایران این ابر تولید کننده ی نفت جهان را از سفره های نفتی شده بی نیاز نماید.

 میلاد سلطانی آزاد