ملوان بندرانزلی

بی هیچ شک، ملوان بندرانزلی یکی از اصلی‌ترین داشته‌های مردم غیور و دریادل بندر انزلی است. شهری که با وجود پتانسیل های متعدد به ویژه در حوزه گردشگری از آمار بالای بیکاری جوانانش رنج می‌برد و گویی هیچ کسی به حال آن دل نمی سوزاند. هرچند هم‌نسلان من کمتر روزگار خوش این قوی سپید را دیده اند اما چه بسیار مردمانی که با قهرمانی ها و افتخار آفرینی های آن  زندگی کردند و به رنگ سپید پیراهنش در برابر دردانه های پایتخت نشین بالیده اند.

 

گستره طرفداری و تعصب هواداران نسبت به پرافتخارترین و مطرح ترین تیم شمال کشور بر کسی پوشیده نیست تا آنجا که در گذر زمان و با وجود فاصله گرفتن از روزهای درخشان و قهرمانی ها، هنوز هم هستند کسانی که در گوشه گوشه جهان با افتخار پیراهن ملوان را در استادیوم های بزرگ ورزشی جهان بر تن می کنند و این نشان از یک ریشه تنومند است، ملوانی که در دل تک تک خانواده های شهر باران و بسیاری از طرفداران آن در اقصی نقاط حتی جهان ریشه دارد و با وجود دو سال دوری از سطح اول فوتبال کشور، کماکان نامش، گاه و بیگاه، نقل برنامه های مطرح فوتبالی کشور است. چند سالی است که حال قوی سپید خوش نیست اما این روزها گویا کما نیز به سراغ آن آمده است.

 

کار ملوانی که روزی تنه به تنه بزرگترین تیم های ایران می زد و همه از حضور در سن سیروس آن وحشت داشتند در فصل جاری به جایی رسید که در هفته های پایانی لیگ دسته اول فوتبال ایران، حتی امید صعود نیز نداشت و این تلخ و باورنکردنی بود اما شوربختی های ملوان ادامه دارد. در کمال ناباوری خبرهای رسیده حاکی از آن است که ملوان بندرانزلی فصل آینده را با ۶ امتیاز منفی به خاطر محکومیت در پرونده زوران آغاز خواهد کرد و این پایان کار نبود و در کمتر از ۲۴ ساعت ‌اکنون گمانه زنی ها بر این است که به واسطه محکومیت در پرونده پاشنکو ممکن است این امتیاز منفی به ۱۲ برسد و این یعنی قوی سپید رو به احتضار است. تعجب آور و در عین حال غم انگیز تر آن است که در ساعات پس از این اخبار هولناک هنوز هیچ مسئول شهرستانی حتی یک کلمه برای دلگرمی مردم این شهر سخن نرانده است تا بگوید هنوز هم قوی سپید زنده خواهد بود.

 

۱۲ امتیاز منفی یعنی احتضار قوی سپید، یعنی ترنم مرگ تمام رویاهای نیم قرن اخیر مردم بندر انزلی، یعنی دیگر از دل خوش کنک های پایان هفته که چند روزی مردم این شهر را به دور از غمها و رنجهای  زندگانی، شاد می کرد خبری نخواهد بود و این گناه قاتلان قوی سپید را دوچندان خواهد کرد. همان قاتلانی که گویی دو سال است عزم خود را جزم کرده‌اند تا ملوان از اولویت زندگی مردمان دیار دریادلان رخت بربندد و شاید بدشان هم نیاید که دیگر نامی از ملوان باقی نماند اما این روسیاهان تاریخ بندرانزلی بدانند و آگاه باشند که نفرین قوی سپید دامن قاتلانش را خواهد گرفت و قطعاً دل‌های شکسته خیل عظیم هواداران که بارها با هر شکست و پیروزی، ملاقاتشان با مرگ از فرط غم ها و شادی ها را به چشم دیده ام، سرنوشتی تلخ و مختوم برایشان رقم خواهد زد. نیم قرن خرد و کلان ملوان و ملوانی نخواهند بخشید هر آن که قوی سپید را بمیراند!

 

 

میلاد سلطانی آزاد