ماشین هادی حق شناس

هر انتخاباتی به دنبال پیروزی خود بدنه ی حکومت را دستخوش تغییر و تحول می سازد و رفته رفته حضور و قدرت حکومت در بخش اعظم جامعه نمایان می شود. دگرگونی در عرصه سیاسی و موضع قدرت اتفاقی است که پس از پیروزی در انتخابات رخ نشان می دهد. در فرآیند پیروزی در انتخابات تا تغییر مواضع قدرت و تکوین و شکل گیری کابینه جایگزین، عناصر صاحب نفوذی موثر واقع می شوند که در مقدرات سیاسی پیش آمده در راستای گسترش پایگاه های اجتماعی و جذب مشارکت عمومی در انتخابات اقدامات حساسی را انجام داده اند.
بیشه ی سیاست آبستن کمینگاه است و در مقطع زمانی انتخابات شاهد یورش عواملی هستیم که خود قربانی تاکتیک آفرینش محبوبیت هستند و پروپگاندای سیاه و یا تبلیغات مخرب محور را با اعمال شرورانه می آمیزند از مشخصات این گروه ها گسترش احساسات انحصاری، گروهی، حزبی و نالسیونالیسم افراطی و جاه طلبی های شخصی است.
مونتسکیو می گوید: “اگر بدانم عملی به سود کشورم اما به زیان اروپاست یا به سود اروپا اما به زیان بشر است آن را به یقین یک جنایت خواهم دانست.” آری اخلاق پیش درآمد جدایی ناپذیر سیاست است افلاطون سیاست را جزیی از اخلاقیات بر می شمرد و ارسطو هدف “ارباب علوم” یعنی هدف “علم سیاست” را در دولت، عملی کردن شعار(زندگی خوب ) می داند و فاکس می گوید: “آنچه از نظر اخلاقی درست نیست نمی تواند از لحاظ سیاسی درست باشد.”
رفتار سیاسی بدون ملاحظات اخلاقی بی پایه است افرادی که از سطح نازل اخلاق برخوردارند در ادبیات سیاسی و لحن مکالمه و مباحثه ها قادر به پنهان نمودن این مشخصه ی درونی نیستند. ادبیات سیاسی پوست نازکی دارد وانگهی که دهان گشوده می شود و نمک افشانی و شکرافشانی آغاز می گردد عده ای باید بیایند و آنچه که چیده را بار کنند و آن طوطی گویای اسرار پوچ را که در امورات سخنوری از روش پالام پولوم پیلیش بهره برده از کرسی به زحمت به زیر بکشند تا شاید آب ها از آسیاب بیافتد.اما مگر ادبیات ننه قمری فراموش می شود؟
 آری ارزش ها را نمی توان کنار گذاشت نمی توان در آب نمک خواباند. ارزش ها عقیم نیستند. افرادی که ارزش ها و اخلاق را نمی شناسند باید صحنه سیاست را ترک کنند و از گردونه ی سیاست خارج شوند چون نه سمت گیری روشنی دارند نه الگوی رفتاری مناسبی. افرادی که در جامعه با یک شکست روانی سیاسی مواجه شده اند.

 این افراد افرادی را به کار می گمارند که برای به دست آوردن کرسی های مورد نظر کاندیدای خود به هر قیمتی بر مکانیسم انتخابات تاثیر می گذارند افرادی که با ترغیب نفرت، تضعیف، تخریب و ترس می خواهند عقیده ی عده ای را تغییر بدهند. تاکتیک آن ها تاکتیک آفرینش محبوبیت به هر قیمتی است. این افراد در راستای تامین منافع مورد نظرشان زیانبار می شوند و با خودکامگی به ریشه ی دموکراسی و حقوق عمومی آسیب می رسانند.
در این راستا سوقصدهایی هم اتفاق می افتد دولت ها و حکومت ها همواره با این چالش ها مواجه بوده اند گروهی مخالف با ایدئولوژی های افراطی خیرخواهانه و یا بدخواهانه در صدد اثبات و یا اعلام انزجار از گروهی دیگرند. اگر بخواهیم رکوردار سو قصدهای سیاسی را نام ببریم باید به فیدل کاسترو رهبر انقلابی کوبا اشاره نماییم سوقصدهای بی شمار توسط تک تیراندازها،جاسازی مواد منفجره در کفش، سم در سیگار، باکتری های کشنده در لباس غواصی و یا مواد منفجره در توپ بیسبال و…
کمی این سوتر به ایران برگردیم به گیلان، به بندرانزلی به شبی بی ماه، به راستی قربانی واقعه تاخت و تازی که برای ایجاد رعب و وحشت و آشوب به طور سازمان دهی شده درانتخابات سال ۹۲ در شهرستان بندرانزلی رخ داد که بود؟ آن شب دکتر هادی حق شناس برای حمایت علنی و رگه های روشن سخنانش دچار چنین حمله ی ددمنشانه ای شد.

حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد؟

 یک نفر برای یک دولت چه قدر باید هزینه بپردازد؟ رجال سیاسی گیلان برای هموار شدن مسیر توسعه و به گزینی وزارت کشور در مسند استانداری چه اقدامات موثری انجام داده اند؟ آیا شخص ذی نفوذ به خودی خود می تواند مدعی باشد؟ باید گام های بزرگتری برداشت و فریادهای رساتری برآورد.
بر کسی پوشیده نیست که ایشان در راستای حمایت علنی از دکتر روحانی و جریان اصلاحات در ادوار گذشته مورد ضرب و شتم عده ای ناشناس قرار گرفتند و خودروی وی خسارت مالی فروانی دید. بر کسی پوشیده نیست ایستادگی و تبلیغات و اقدامات موثر ایشان در چند استان برای کسانی که انتخابات را در پرده و یا آشکارا تحریم کرده بودند.
علی رغم رد صلاحیت در انتخابات نهم مجلس و در خواست ایشان مبنی بر دلایل رد صلاحیت و عدم وجود مستندات کتبی و شفاهی باز هم در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۹۶ با تمام قوا به شکل جدی به سخنرانی در استان های مختلف پرداختند و حامی دولت یازدهم بودند. آیا در دولت یازدهم برای زخم عمیقی که برجان و اندیشه و سکوت وی وارد شد مرهمی نیست؟ دستاوردهای اخیر انتخابات ریاست جمهوری و آرایی که سرمایه ی انتخابات دولت یازدهم شد حق شناسان تحویل داده اند. آیا ماحصل آنچه در بعضی از انتصابات می بینیم ناخشنودی ائتلاف انتخاباتی روحانی را در پی نداشته است؟ با پذیرش اینکه هر پرسشی پاسخ های متعددی دارد می پرسیم که در حیات خلوت وزارت کشور برای والی دارالحکومه گیلان چه حرف های درگوشی زده شده است؟ لطفا در این انتصاب مطالبات اخیر مردم و مسئولین گیلان فراموش نشود.

به قول امیرالمومنین (فرصت ها چون ابر می گذرند) و ما در گیلان، چشم به آسمان دوخته ایم. ابرها در گذرند.

 واقعیتی ورای این سخنان تلخ وجود دارد، به قول حافظ:

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

 عده ای در شرایط حساس و بحرانی پاشنه به خواب آمدند و سخنان و حمایت هاشان رگه های شفافی نداشت. حساب آن ها از حق شناسان پاک دل و پاک دست جداست. اما آیا حمایت رییس جمهور از طرفداران و حامیان اصلی خود آنان که به حمایت علنی و پر تکاپو پرداختند و جلوی فشارهای ناشی از پذیرش مسوولیت و تعهد مقاومت کردند  تا به امروز شایسته بوده است؟