دکتر هادی حق شناس

عشق به خاک و دغدغه ی تجلی افق پیشرفت از پشت ابرهای تیره و شناخت کاستی های معیشتی باید در جانِ شخصیت سیاست مداران نهادینه شده باشد تا بر غنای مدیریتی آنان بیافزاید  . عشق به خاک، اشراف و شناخت از حوزه استحفاظیه ای که به آن تعلق دارند کم اهمیت تر از توانایی فکری و مدیریتی مدیران نیست.
مدیران بومی از هنر انطباق شناخت با کنش برخوردارند. این هنر دایره ی قدرت را گسترده تر می کند و بر کسی پوشیده نیست که در انجام کارهای بزرگ، قدرت یک ضرورت است.
مدیر غیربومی کارها را درست انجام می دهد اما مدیر بومی کارهای درست را انجام می دهد. در استان گیلان تجربه حضور آقای دکتر قهرمانی به ما ثابت کرد که عشق نیز با سیاست می آمیزد. شکسپیر می گوید: “برخی انسان ها بزرگ آفریده شده اند؛ برخی بزرگی را به دست می آورند و بر گروهی ناخواسته بزرگی سوار می شود.” تداوم مهرورزی مردم گیلان به مدیران بومی باوری است همگام با عشق و عقل. اگر در وجود یک مدیر بومی اوج دل بستگی و تعلق قلبی در دفاع از منافع با محاسبه گری و هندسه ی سیاست بیامیزد بی تردید طلوع افق توسعه از پشت ابرهای سیاه نیز دیده خواهد شد. مدیری با غرور بومی موقعیت خود را فراتر از یک پست و سمت ارزیابی می کند. چون سرنوشت او و عزیزانش با مردم آن اقلیم گره خورده است و میراث مشترکی با مردم آن خاک و بوم دارد.  آنچه که مدیر غیر بومی باید به تدریج کسب کند او از بَر است. جایگاه و رده بندی مسایل (مهم) و (غیر مهم) و (تا اندازه ای مهم) را در ذهن خود سامان داده است.
 مدیر بومی هویت وعشق ورزیدن را به گستره ی قدرت و توان خود می افزاید و کانون زندگی هم استانی های خود را نیکو تر از هر مدیر غیر بومی می شناسد. خمیرمایه ی “عشق”و “تعصب” در رفیع ترین شکل معنایی به سرزمین مادری در یک مدیر بومی، سرمایه ی قلب اوست که در سراشیبی های سیاست و سنگلاخ های مدیریتی بر جغرافیای تحمل و درایتش می افزاید.
در استان گیلان در استانداری در کنار شاخص های یک استاندار تراز اول ، دل بستگی و تعلق خاطر یک استاندار بومی تعالی استان را تضمین می نماید. در جان یک استاندار بومیِ کارآمد خاک و خدا و اندیشه در هم تنیده است. او می داند برای چه مقصودی آمده با چه هدفی به پیش می رود و برای چه کسانی با چه ظرایف روحی تصمیم می گیرد.

و اکنون شاه راه برون رفت از کش و قوس تصمیم های ناکارآمد و چالش های درونی استان گیلان انتخاب استانداری است با مولفه های بومی گرایی و شایسته سالاری. بلی باید با صدای رسا گفت که وقت سخن رسیده است:

وقت سخن نترس بگو آنچه گفتنی ست
شمشیر روز معرکه زشت است در نیام

کم لطفی و بی مهری است که گیلان دکتر هادی حق شناس را با شاخص های شایستگی سالاری و بومی بودن ایشان داشته باشد و ایشان به الزامات بومی احاطه داشته باشند اما تصمیم گیرندگان به دنبال رجال دیگر از جغرافیای دیگر بروند. بقیه اش بماند…