بناست در نوشتار زیر با مروری بر گذشته ملوان و وضعیت کنونی‌اش، دورنمایی از آینده روشن را برای ملوان به تصور و تصویر درآورد. در جغرافیای بندر انزلی، ملوان از بدو تاسیس به دلایل محیطی – اجتماعی از جذابیت فراوانی برخوردار گشت و تا حد نماد و معرف این شهر به شمار رفت و با توجه به عواملی چون: کثرت سرخوردگی‌های فرهنگی – اجتماعی – اقتصادی در میان توده مردم، نیاز مضاعف به فضایی جهت تخلیه فشارهای روانی متراکم و تخلیه احساسات، بافت ورزشی جامعه انزلی و پیشینه مثبت فوتبالی و نیز نبود یک حلقه ارتباطی میان نیرو‌های انسانی مستعد در فوتبال منطقه و فوتبال باشگاهی در سطح کشور، بیشترین درصد علایق و توجه مردمی ‌را معطوف خویش ساخت. (و در تکمیل موارد یاد شده بازیکنان نسل اول ملوان روی این نکته تاکید می‌نمایند که ما با نام ملوان، انزلی را در کشور شناساندیم!)

همین عبارت ظاهراً خوشایند، نخستین کارکرد منفی ملوان را نیز در حیات اجتماعی انزلی از همان آغاز مشخص می‌سازد: نادیده انگاشتن کساد- رکود در تعاملات فکری- عقیدتی که منشأ بی تحرکی و رشد منفی خرد جمعی و پویایی اندیشه ها شد تنها به یمن: ترک تازی‌های ملوان که به موازات افتخار آفرینی‌های متعدد، جامعه ایستای انزلی را به غرور ناشی از پیروزی‌هایی محصول تضارب فیزیکی و نه فکری دچار نمود. (پذیرش و اعتقاد تمام و کمال و کاملاً متعصبانه مردم به ملوانی بی سازمان ء بی برنامه و بی سر و سامان تا مدت‌های مدید گواهی است بر این ادعا).

برای شناخت موضوعی واحد در چند دوره زمانی (مثلاً بررسی ملوان از دهه ۴۰ تا دهه ۸۰‏) بیش از هر مسئله ای باید به تفاوت‌های شکلی و محتوایی مجموعه ای واحد و عناصر درونی و پیرامونی آن توجه نمود. ملوان وقتی آغاز به کار کرد از فوتبال محلات و آموزشگاه‌های انزلی که حتی نسبت به دوره کنونی نیز عملکرد بهتری داشت بهره فراوان برد.

ملوان در مبحث فوتبال برای فوتبال و صور کیفی فوتبال سرآمد سایرین شده و به عنوان پیشروی جریان آنارشیسم[۱]   کارکردگرا در فوتبال ایران معرفی گشت، اما در گذر زمان و نظر به تغییر و تحولات بنیادین در نظام اجتماعی- ورزشی و به ویژه فوتبال ایران که دیگر ایدئولوژی سرمایه داری و قواعد و مناسبات تماماً اقتصادی منبعث از آن مجالی برای حضور و حرکت ارزشگرایانه و آرمانی باقی نگذاشت، ملوان بندر انزلی (که عنوان باشگاهی را داشت و ماهیت اردوگاهی را!) به هیچ وجه نتوانست رویاروی باشگاه‌هایی قرار گیرد که با تز فوتبال برای اقتصاد و فوتبال برای سیاست خود را در زمره مدعیان همیشگی کسب عناوین معتبر جای دادند. و در ادامه داستان خلأ محسوس و ریشه ای موجود در ساختار و سازمان مدیریتی ملوان درسطوح خرد و کلان روزهای تاریک تابستان سال ۱۳۸۱ را با خود به ارمغان آورد و گسستی ایجاد شد تاسف آور میان دوستداران ملوان که تنها سودش عاید شبه سیاسیون پشت پرده شد…

اکنون اگر با تعمق بیشتر و دور از هیجانات و تعصبات افراطی به پیامدها و واکنش‌های حادثه عزل و نصب مربیان ملوان توجه شود در خواهیم یافت که هر آنچه شد تحت تاثیر رویارویی ذهنیت یک دهه سردرگمی‌ملوان و وابستگی اش به سیاست بود با ذهنیت دو- سه سال حرکت صادقانه و بی حاشیه ملوان.

پس از پشت سر گذاشتن دهه ای که انتظارات دوستداران ملوان به پایین ترین سطح رسیده بود دیگر همگی یک ملوان مدعی و جسور را می‌خواستند و نه یک ملوان توسری خور را.

ظاهراً اعتراض به مربی کهنه کار بود اما در باطن اعتراض متوجه مدیریت کلان باشگاه در مرکز شد که قطعاً مجوز حضور ملوان در بازی‌های سیاسی را به بهانه حمایت از ملوان ولی به بهای اضمحلال درونی ملوان صادر نمود و…

… هم اینک ملوانی که با کمترین هزینه به لیگ برتر بازگشت، همچنان با خست متولیان مرکز نشین مواجه است! مگر نه این است که وقتی ملوان در جمع باشگاه‌های حرفه ای قرار می‌گیرد باید از تفکرات و امکانات حرفه ای نیز برخوردار شود؟! یک سؤال: اگر ملوان با نیمی ‌از داشته‌های معنوی و انسانی در مرکز فعالیت می‌کرد نیز با این بی توجهی ها رو به رو می‌شد؟

آن روزها شرایط ملوان که غالباً چتر حمایت معنوی نیروی دریایی را بالای سر خود می‌دید چندان تفاوت تعیین کننده ای با تیم‌های عزیز، دردانه پایتخت و مراکز صنعتی که از پشتیبانی نیروها و تشکیلات سیاسی درجه اول نظام استبدادی شاهنشاهی برخوردار بودند نداشت و آن روزها می‌شد با غیرت و تعصب، علایق ناسیونالیستی و توجه به مسائل روحی- روانی حاکم بر فضای ملوان تا حد زیادی فاصله‌های مادی را با تزریق محرک‌های معنوی یاد شده پشت سر گذاشت.

برای ملوان پیش و بیش از هر امر دیگر غلبه بر بحران روابط انسانی موجود در متن و حاشیه باشگاه اهمیت دارد. آن گاه سرمایه گذاری مناسب و در نهایت توجه به مسائل فنی.

کلام آخر: وضعیت مجموعه ملوان بندر انزلی (هر چه که باشد) جدای از ویژگی‌های جامعه شهری انزلی نیست.

.

از خود به کجا شوی تو پنهان از خود بد کجا شوی گریزان

بیداری دلی چنین مخوابان سخت آمده است مخبش آسان

.

.

سروش ملت پرست

.

.

[۱]  – Anarchisme: آنارشیسم نظریه سیاسی، تئوری یا فلسفه ای که قدرت سیاسی را به هر شکل که باشد نامطلوب می‌شمارد. هر نوع قدرت سازمان یافته اجتماعی و دینی را ‏نیز محکوم می‌کند. آنارشیست ها همه در برافکندن هر نوع دولت متفقند و دموکراسی را نیز استبداد اکثریت می‌دانند.